چين
در زمان سلسلهٴ يوان بيشتر كارهاي نجومي به رياضيدانان مسلمان يا نسطوري واگذار شده بود.
مثلاً در ج 2 مقدمه از عيسيترجمان (ص 1881) سخن گفتيم، كه در سال 1263 از
سوي قوبيلايقاآن رييس ديوان نجوم شده بود و در پايان قرن هنوز زنده بود؛ چهار
پسر او، كه مانند خودش نسطوري بودند، در دربار امپراتور مقامات مهمي يافتند.
منجم ديگري كه در خدمت مغولان بود، يعني جمالالدين، در سال 1267 براي
قوبيلاي تقويمي استخراج كرد و ابزارهاي نجومي اسلامي را متداول ساخت.
نميدانيم او تا كي زنده بود، ولي نفوذش تا پايان قرن ادامه يافت. گرايشهاي
نجوم اسلامي بهوسيلهٴ يكي از شاگردان چيني او بهنام كيوشو ـ چينگ دنبال شد
و او در سال 1280 براي قوبيلاي تقويم تازهاي استخراج كرد كه تا پايان عمر اين
سلسله مورد استفاده قرار گرفت. و دو تا از ابزارهاي نجومي مورد استفادهٴ
او،مربوط به سال 1279، به خاطر تقسيم دايره به 4/1 365درجه، هر درجه به 100 دقيقه، و هر دقيقه به 100 ثانيه داراي اهميت ويژهاي است. سرگذشت آنها هم كمتر جالب نيست، چون آلمانيها در سال 1900 يا 1901 آنها را از پكن به پتسدام بردند و در پي عهدنامهٴ ورساي در اكتبر سال 1920 به جاي اولشان بازگردانده شدند. حالا برسرشان چه ميآيد، معلوم نيست؟
خرابههاي يك ((برج رصد ستارگان)) و يك ((معيار اندازهگيري آسمان)) را هنوز ميتوان در كائوچئنگ (يانگ چئنگ قديم) در ايالت هونان ديد. از زمان سلسلهٴ چو (1122 ـ 255پ م) در آنجا ستارگان را رصد ميكردند؛ برجي در آنجا به عنوان ميل شاخص بهكار ميرفت. كيوبلندي آن ميل را از 5/2متر به 12 متر رساند و بدين ترتيب تعيين انقلابيْن با دقت بيشتري امكانپذير شد. ((معيار اندازهگيري آسمان)) سطح ترازي از جنس سنگ بود كه سايه را باآن اندازه ميگرفتند.
((برج رصد ستارگان)) بيشتر براي رصدكردن ستارهٴ قطبي بهكار ميرفت. ويرانههاي اين دستگاهها به تازگي مورد پژوهش قرار گرفته و گزارش آن را س. پ. تونگ، ت. س. ليو، و پ. س. كائو، در گزارش برج چوكونگ بهزبان چيني منتشر كردهاند (شانگهاي 1939؛
ايسيس 34، 68).
كيوشو ـ چينگ راصدي ماهر بود، ولي نوشتههايش گم شده و از اين رو، نميتوان معلومات مثلثاتي و نجومي او را ارزيابي كرد. او تا سال 1316 زنده بود.
در سال 1328 حكومت مغول مقدار عظيمي تقويم نجومي ــ 185، 123، 3 نسخه ــ در سه قطع مختلف منتشر كرد، شامل اطلاعاتي دربارهٴ روزهاي سعد و نحس و غيره. تقويم خاصي براي استفادهٴ مسلمانان انتشار يافته بود. اين امر حضور عدهٴ زيادي از مسلمانان را در چين و توجه مغولان را به آنان تأييد ميكند. البته، اسلام تا زمانهاي اخير دربرابر چاپ تعصب ميورزيد و حتي در چين هيچ نسخهاي از قرآن چاپ نشد. از اين رو تقويم چاپي اسلامي وجود خود را بيشتر مديون مغولان ميداند تا مسلمانان. در اين مورد بايد اضافه كرد كه نشانهاي از